شماره نوزده

متن مرتبط با «شماره» در سایت شماره نوزده نوشته شده است

شماره هشتاد و پنج

  • نیلوبلاگ

    در این شهر من دوباره از نو متولد شدم زندگی کردم به پا خاستم اما گویی دیگر بیش از این جایی در این سرزمین برای من وجود ندارد باید ترک کنم برای تمام قلبی که در این سرزمین به جا میماند تا ابد روزی هزاران بار خواهم مرد نقطه پایان بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شماره هشتاد و دو

  • نیلوبلاگ

    رقص در باد شرقی برای من استمن تمام حرفهای دلم را جمله میکنم و آن را به دست باد شرقی می سپارم تا برقصاندش بگذار این بار برایم اهمیت نداشته باشد باد نوشته هایم را در کجا می رقصاندبی نقطه تمام بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شماره هشتاد و سه

  • نیلوبلاگ

    رقص در باد شرقی برای من استمن تمام حرفهای دلم را جمله میکنم و آن را به دست باد شرقی می سپارم تا برقصاندش بگذار این بار برایم اهمیت نداشته باشد باد نوشته هایم را در کجا می رقصاندبی نقطه تمام بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شماره هشتاد و چهار

  • نیلوبلاگ

    رقص در باد شرقی برای من استمن تمام حرفهای دلم را جمله میکنم و آن را به دست باد شرقی می سپارم تا برقصاندش بگذار این بار برایم اهمیت نداشته باشد باد نوشته هایم را در کجا می رقصاندبی نقطه تمام بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شماره هفتاد و دو

  • نیلوبلاگ

    دلم میخواهد سال دیگر زنده باشیم من تو ما با هم باشیم نفرین بر کرونا...

    ادامه مطلب
  • شماره هفتاد و سه

  • نیلوبلاگ

    آه قلبم برمی گردم به شهر محبوبم و این دوری پایان می یابد نقطه سر خط...

    ادامه مطلب
  • شماره هفتاد و چهار

  • نیلوبلاگ

    مرا نامحدود در زمان و مکان دوست بدار من از درونِ کرانه بودم بیزارم...

    ادامه مطلب
  • شماره هفتاد و پنج

  • نیلوبلاگ

    تعبیر خواب جمعه ها بود کی میتونم تو رو به روحِ جانم بِکِشم...

    ادامه مطلب
  • شماره هفتاد و هفت

  • نیلوبلاگ

    بگو احساسم دروغ است به من بگو تصوراتم دروغ است...

    ادامه مطلب
  • شماره هفتاد و هشت

  • نیلوبلاگ

    در حجم عظیمی از سیاهی قیرگون در حال دفن شدنم نقطه پایان...

    ادامه مطلب
  • شماره هشتاد و یک

  • نیلوبلاگ

    هیچ چیز تغییر نکرده است جز باور من که حالا دیگر یقین یافته ام او مرا فراموش کرده است نقطه تمام...

    ادامه مطلب
  • شماره شصت و سه

  • نیلوبلاگ

    از اینکه نصف روزهای زندگی ام را تحت تاثیر یک درد همیشگی از دست می دهم متنفرم نقطه بی پایان xa0...

    ادامه مطلب
  • شماره پنجاه و سه

  • نیلوبلاگ

    باید بگویم عزیزجانم یک بهار یک تابستان یک پاییز یک زمستان در این اندوه سرد خاکستری سپری شد و تمام عمر داستان همین است یک تکرار بی رحم از خاطرات داغ بر دل مانده...

    ادامه مطلب
  • شماره پنجاه و پنج

  • نیلوبلاگ

    میخواهم بنویسم تو را از یاد برده ام و برایم نیستی ات فرقی ندارد درونم از هرچه توست تمام شده است...

    ادامه مطلب
  • شماره پنجاه و شش

  • نیلوبلاگ

    فکرش را بکن کاملا اتفاقی بروی شهر محبوبت و دو روز از عمرت را آنجا بگذرانی فکرش را بکن با دست هایت گند بزنی به همه چیز...

    ادامه مطلب
  • شماره پنجاه و هفت

  • نیلوبلاگ

    برویم منتظر بمانیم که در این چهل روز باقی مانده تقدیر چه برایمان خواهد نوشت من منتظرت میمانم اصفهان عزیز من به تو برمی گردم تو به من برمی گردی ما به هم برمی گردیم...

    ادامه مطلب
  • شماره پنجاه و هشت

  • نیلوبلاگ

    میدانی به اطمینان صد در صد رسیده ام که من یک شبح در زندگی اطرافیانم هستم چرا که بود و نبود من هیچ فرقی ندارد وقتی بست فرند سیزده چهارده ساله ام روز تولدم بپرسد تولدت کی بود باید گل گرفت در این زندگی را به عنوان یک تصمیم بزرگ دیگر نباید انتظار داشته باشی روز تولدت روز مهمی در زندگیت باشد چرا که هربار فقط غم و اندوه ناشی از تنها ماندن برایت به ارمغان دارد تمام...

    ادامه مطلب
  • شماره پنجاه و نه

  • نیلوبلاگ

    دلم میخواهد دوباره به مسیر دو سال پیش برگردم این بار اشتباهات گذشته را تکرار نخواهم کرد خدایا مرا بازگردان به جایی که بودم این کابوس های شبانه مرا رها نمی کنند من کار نیمه تمامی دارم که اگر تمام نشود بسان خوره تمام مرا خواهد خورد خدایا نوری در قلبم هست که می گوید من به آنجا بر خواهم گشت تا کارم تمام شود می شود که بشود xa0...

    ادامه مطلب
  • شماره شصت

  • نیلوبلاگ

    خدای من هزاران هزار مرتبه سپاسگذار تو خواهم بود که مرا به سرزمین محبوبم بازگرداندی...

    ادامه مطلب
  • شماره شصت و یک

  • نیلوبلاگ

    دنیای جالبی است این سرزمین یکسال پیش مرا از خویش راند و اینک پس از یکسال دوباره مرا در آغوش گرفته است سرزمین محبوبم تو عجیبترین اتفاق زندگی من شدی...

    ادامه مطلب