تمام زندگیم را در ناامیدی به سر بردم جز روزهایی که به دروغ خود را قانع کردم خوشبخت ترین انسان روی زمینم و آن روزهایی که از ته دل شاد بودم و آینده در برابرم یک کتاب خوانده شده بود که میدانستم قرار است چه اتفاقاتی بیفتد اما پستی بلندی هایش شگفت زده ام میکند نمیدانم یک ماه دیگر دو ماه دیگر یک سال دیگر دو سال دیگر ده سال دیگر بیست سال دیگر من هستم یا نیستم کجا هستم آیا تویی در خاطراتم مانده نمانده اما اکنون میدانم که در این دنیا جز تو هیچ کس دیگر را نمیخواهم خدایا میشود بگویم با من بمان
ما را در سایت شماره نوزده دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 52